تبليغاتX
انگشتان جوهری
...و پرستوها در گودي انگشتان جوهريم تخم خواهند گذاشت..
خلاص شدم از اين همه تناقض، از اين همه پرگويي و بيهوده نويسي ... از تموم كلمات و لغاتي كه جمعشون من نبودم، حالا راحتم، يه نفس عميق مي كشم، چون يه پاك كن برداشتم و پاك كردم هر چي نوشته بودم و هر چي ننوشته بودم ... حالا من موندم و انگشتايي كه هر چي مي نويسم ديگه جوهري نمي شه، هر چي مي گردم حتي يه لكه جوهر هم نميبينم ...

خلاص شدم از نوشته هايي كه هر بار خوندنشون، آتيش حسرت رو شعله ور مي كرد، خلاص شدم از حركت سكندري وار ذهني كه صفحات رو سياه مي كرد ... خلاص شدم از بغضهايي كه مي تركيد و كلمه نمي شد ... حالا مي دونم كه پناه بردن به همون سررسيدهاي قديمي كه تنها سنگ صبوره  بهترين راهه كه هم انگشتات جوهري بشه، هم چشمات اشكي، هم دلت دريايي

حالا من موندم و خودم و خودم و خودم ... هر كسي هم هر چي دلش مي خواد بگه و قضاوت كنه مهم اينه كه من خلاص شدم ... دلم نيومد وبلاگ رو حذف كنم چون اسمش برام پاك و دوست داشتنيه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 21:46  توسط مریم   |