|
|
|
|
|
ناگهان نگار من چو آن مه نو آمد از سفر
هفتم دی ماه مسافر کوچولوی ما از سفر اومد...
من مادر شدم و به نظرم این بزرگترین اتفاقیه که می تونه تو زندگی یه زن بیفته ... درسته که ۹ ماه تمام به این فکر کردم که با اومدن نگار ممکنه محدودیت هایی تو زندگیم ایجاد بشه و مدام نگرانی های رنگ و وارنگ سراغم می اومد و مدام به این فکر می کردم شاید هنوز آمادگی پذیریش چنین مسئولیتی رو ندارم اما با اومدن فرشته کوچولویی به نام نگار همه نگرانی ها جاشونو به شادی عجیبی داد که از لحظه شنیدن صدای گریه نگارم هنگام پا گذاشتن به این دنیا تا امروز که ۱۱ روز از عمر دردونه ام می گذره مدام خودم رو در آستانه شکسته شدن بغض و روانه شدن اشک شوق میبینم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 15:2 توسط مریم
|
|
||